شخصیت اثرگذار در زندگی

شخصیت اثرگذار در زندگی ما باید شخصیت اثرگذار در زندگی باشیم! و این آغاز مسئولیت پذیری ماست! زیرا با آدمها در ارتباط هستیم و این آدمها از خانواده شروع می شوند و بعد آدمهای پیرامون ما را در بر می گیرند مثل دوستان. تقریبا اینطور که از نوجوانان مراجعه کننده به مرکز مشاوره دیدم، فهمیدم که کم و بیش از همین سن به بعد، آغاز می شود؛ چه چیزی؟ مهم بودن

اولین قدم را من بر می دارم

اولین قدم را من بر می دارم ارتباط با دنیای واقعی کار راحتی نیست، چون رنج هم دارد با این حال من شروع می کنم؛ اولین قدم را من بر می دارم . وقتی در ذهنمان روابط با دیگران را تغییر دهیم اولین قدم برای ارتباط با آنها در دنیای واقعی را برداشته ایم. همیشه سوال این هست که آیا نمی شود از آنهایی که آزارم می دهند فاصله بگیرم؟ اما

رک گویی

رک گویی من آدمی هستم که حرفم را خیلی راحت می زنم…، من آدم رکی هستم، تعارف با کسی ندارم…؛ شاید شما هم کسی باشید که رک گویی را خوب بدانید یا خودتان را به عنوان آدم رکی بشناسید و به دیگران معرفی کنید. جای افتخار نیست. ذوق نکنید. اصل ماجرا این است که ویژگی های شخصیتی می توانند هم کارکرد مثبتی داشته باشند و هم کارکرد منفی. یک ویژگی برای

در جستجوی شادکامی

در جستجوی شادکامی مارتین سلیگمن روانشناس معروف، معتقد است افراد به سـه شیوه در جستجوی شادکامی هستند. این سه شیوه عبارتند از : زندگی لذت بخش زندگی رضایت بخش زندگی معنادار تحقیقات نشان داده اند “لذت از زندگی” در مقایسه با رضایت مندی یا معنا داشتن زندگی تاثیر کمتری در شادکامی افراد دارد. مجذوب زندگی بودن یعنی نقاط قوت و توانایی های بارز خود را بشناسید. و از آنها در روابط 

ذهن، بدجنس است!

ذهن، بدجنس است! ذهن، بدجنس است! ذهن همیشه دوست شما نیست! چون یک توانایی دارد به نام ارزیابی کردن که خیلی جاها بدردمان می خورد. اما گاهی روباه مکار است! چون قضاوت می کند، آدمهای اطراف، همسر و روانشناس و بسیاری دیگر را که تو بدی… پسر بدی هستی… کارت خوب نیست…. چون خطا کردی، باز هم تکرار می کنی…. ذهن توانایی بی پایانی برای ارزیابی کردن دارد. و این خطری

چقدر خودت را می شناسی؟

چقدر خودت را می شناسی؟ چقدر خودت را می شناسی؟ خودشناسی، از حرکتی آگاهانه به منظور”خودآگاهی” آغاز می شود. در تمرین آگاهی، جلو احساسات خود را نباید بگیریم. بلکه بر عکس، در این تمرین اجازه می دهیم که احساسات مان آزاد شوند. چنین تمرینی به تمرین کننده کمک می کند تا سیل احساساتی مانند عصبانیت، ناراحتی و ترس را آزاد کند هدف این است که خود را بهتر بشناسیم. و این

تفاوت عزت نفس با غرور

تفاوت عزت نفس با غرور از این رو به تفاوت عزت نفس با غرور می پردازیم که برخی اشتباهاً فکر می کنند عزت نفس دارند. در حالی که بیش از حد مغرور هستند. بنابراین می خواهیم در ابتدا بدانیم عزت نفس چه هست و چه نیست تا بفهمیم که مغرور هستیم یا عزت نفس داریم. در سایتهای کلینیک به تعریف عزت نفس پرداختیم و از احساس ارزشمندی که مهم ترین کلمه

من خودم را دوست ندارم!

من خودم را دوست ندارم! من خودم را دوست ندارم! شاید در ابتدا جمله ای به نظر نرسد که ما آگاهانه آن را تجربه کرده باشیم شاید همین جوری بیان کنیم… شاید اصلا بیان نکنیم و مسائل پیرامون خود را از این دید نگاه نکنیم. اما در مواجه شدن با حوادث زندگی یا با این بازخورد از دیگران (دوستان، روانشناس) مواجه می شویم یا خود به این بینش می رسیم. حتی

فوت و فن شهامت ورزی

فوت و فن شهامت ورزی  همیشه که نباید برای یادگیری فوت و فن شهامت ورزی از این کتاب به آن کتاب پناه برد و دنبال تکنیکهای شماره 1 و 2 و 3 گشت. در معنی لغوی کلمه های جسارت، جرات ورزی، معانی یافت می شود که بار منفی آنهم به چشم می خورد مثل بی پروایی و گستاخی، وقاحت برخی فکر می کنند که باید در ابراز احساسات رک و صریح

من اثرگذار هستم!

من اثرگذار هستم! همین جمله ی من اثرگذار هستم! نشان می دهد داریم از یک شخصیت قوی حرف می زنیم. اما قوی در چه چیزی؟ همیشه در همین سایت و سایت دیگر کلینیک در مورد یک ویژگی شخصیتی حرف زدم تحت عنوان ثبات هیجانی و شخصیتی! چیزی که برخوردار بودن از آن و داشتن نمره مطلوب در این ویژگی به پیگیری، استمرار و پیشرفت کمک می کند. کسی که چنین ویژگی

همه چیز زندگی مشترک نیست

همه چیز زندگی مشترک نیست واقعیت این است که همه چیز زندگی مشترک نیست. ما معمولا ارزش خود را در تعاملات می بینیم؛ همین که می گوییم سفر نمی روم چون هر کی را می بینم با همسرش یا دوست پسرش است، نشان از وابستگی ما به تعاملات است. تا حدی شدید است که اگر در چنین سفرهایی قرار بگیریم، حالمان بد می شود. یا دست کم لذت نمی بریم. به

من هیچ وقت خودم را نمی بخشم

هیچ وقت خودم را نمی بخشم من هیچ وقت خودم را نمی بخشم ؛ چرا؟ اگر بخشیدن دیگران سخت است، بخشش خودمان حتی سخت تر است. معمولا پشت پرده ی این عبارتها، یک احساس گناه سخت و غذاب وجدان وسواس گونه نهفته است. به علت آنچه که فکر می کنیم نقص هایمان هستند ما می توانیم عمری را به تنبیه فکری و فیزیکی خودمان بگذرانیم. چرا خودمان را سرزنش می کنیم؟

Instagram
Call Now Buttonکلینیک مشاوره میرموسوی